تیرماه سال گذشته و در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ایران که حواشی آن تا پس از آن انتخابات هم ادامه داشت، بیژن زنگنه وزیر نفت دولت روحانی که در زمان وزارتش موضوع تخلفات بابک زنجانی را پیگیری میکرد، یک پرسش از ستاد سعید جلیلی بهعنوان مهمترین رقیب انتخاباتی مسعود پزشکیان پرسید: «آقای جلیلی باید توضیح بدهد رابطه بابک زنجانی با ایشان و ستادشان چیست؟ چرا به دیدار بابک زنجانی رفتند؟» مدتی بعد سعید جلیلی گفت که من اصلاً در عمرم بابک زنجانی را ندیدهام. البته زنگنه هم نگفته بود جلیلی به دیدار زنجانی رفته؛ بلکه گفته بود رابطه ستاد جلیلی با او چیست و چرا به دیدار زنجانی رفته بودند؟
اینها را گفتم تا به اینجا برسم که در مملکتی که پرتقال دزد را مجازات میکنند، بابک زنجانی پس از اینکه چند سالی در زندان بوده، از زندان بیرون آمده و در حالیکه تکلیف بدهیهای او هنوز برای همگان آشکار نیست، چندین شرکت با سرمایهگذاری کلان راه انداخته و در نشست خبری برای بانک مرکزی شاخ و شانه کشیده و کسی هم یارای مقابله با او را ندارد. حالا شاید راحتتر بتوان این سؤال را مطرح کرد که مگر یک مجرم اقتصادی، بدون پشتوانه سیاسی میتواند اینگونه رفتار کند؟!
از کجا معلوم که همان کسانی که در دولت احمدینژاد راه نفتفروشی را برایش باز کردند و در زمان انتخابات پارسال هم با او در ارتباط بودند، همین حالا پشتیبان او نباشند؟ همه میدانند چه کسانی در این کشور، نفوذ بیشتری دارند تا از بابک زنجانی حمایت کنند و از رفتارهای زنجانی مشخص است که او و حامیان او، بیشتر از آنکه به دولت پزشکیان ربط داشته باشند، به سیاسیون بانفوذی نزدیک هستند که میتوانند دولت سایه تشکیل دهند و به او کمک کنند در زندان هم از سرمایهگذاریهایش عقب نماند!