تغییر مناسبات تجاری، روشهای مدرن و شکلگیری صنایع مختلف در روزگار ما نمیگذارد که یک وضعیت خاص تا همیشه باقی بماند. نقاط ضعف و قوت کشورها و مناطق دنیا دائما در حال زیر و رو شدن است و روی یک استراتژی که سالها قبل کارآیی داشته، امروز نمیتوان حساب باز کرد. نمونه مشهور این گزاره، داستان نفت در جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال 1967 است. در آن زمان تحریم نفتی اعراب علیه حامیان اسرائیل و استفاده از آن به عنوان سلاح در خلال آن جنگ مشهور و بحرانهای شکل گرفته پس از آن نقطه عطفی در تاریخ ژئوپلتیک نفت و تحولات خاورمیانه بود.
این اقدام اعراب باعث افزایش بیسابقه قیمت نفت (افزایش 4 برابری قیمت نفت) و بحران انرژی در کشورهای صنعتی شد؛ به طوری که منجر به صفهای طولانی بنزین و محدودیت مصرف در این کشورها شد و در عرصه بینالملل هم موازنه قدرت را به نفع کشورهای صادر کننده نفت تغییر داد. اما آیا هنوز هم میتوان به این استراتژی (با فرض اتحاد کشورهای صادرکننده نفت) امید داشت؟
واقعیت این است که دهههاست که دیگر قطع صادرات نفت به کشورهای غربی کارآیی ندارد. همان تجربه کوتاه در جنگ اعراب و اسرائیل باعث شد که غرب و بخصوص آمریکا این امکان را از دست کشورهای صادرکننده نفت بگیرند. این کار با ذخیرهسازی نفت و از آن مهمتر تغییر نحوه و حوالهای شدن فروش نفت انجام شد؛ به شکلی که در صورت قطع صادرات نفت فقط در مدت زمان بیش از شش ماه میتواند بازار را فلج کند، و مشخص است که چنین تحریم درازمدتی از سوی همه کشورهای صادرکننده نفت تقریبا غیرممکن است و قبل از هر چیز اقتصاد این کشورها را بهم میریزد.
نمونه مرتبط دیگری که امروز از سوی برخی تندروها در ایران مطرح میشود بستن تنگه هرمز است! این موضوع که از فرط تکرار توسط یک روزنامه تندرو در هر رویارویی بینالملل، حالا دستمایه شوخی هم شده است، از جمله مواردی است که اگر روزگاری قابلیت این را داشته که به عنوان ابزاری علیه غرب استفاده شود، امروزه نه تنها کارآیی ندارد بلکه میتواند دقیقا برعکس عمل کند و در راستای منافع آنها هم باشد.
تنش در خلیج فارس و ممانعت موقت از خروج نفت از این منطقه بیش از این که غرب را فلج کند، میتواند به اقتصاد کشورهایی همچون چین و هند لطمه بزند و باعث اشتراک منافع آنها و آمریکاییها کند. کافی است فقط به سخنان رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم توجه کنید که اعلام کرده است 84 درصد نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند مرتبط با چین و هند است؛ و طرحهایی مانند بستن این تنگه تفاوت چندانی با طرحهایی ندارد که در تلآویو توسط نتانیاهو و همراهانش مطرح میشود!
با نگاه خوشبینانه باید گفت که کسانی که چنین موضوعاتی را مطرح میکنند کوچکترین درکی از تغییر شرایط ندارند و هنوز در سال 1967 ماندهاند و جلو نیامدهاند؛ روزگار عوض میشود ولی بعضیها حتی درکی از تغییرات دور وبر خود ندارند.
مدیرمسول نفت ما