مدیریت ناکارآمد شرکت نفت و گاز پارس

به گزارش آژانس رویدادهای مهم نفت و انرژی " نفت ما " ،شرکت نفت و گاز پارس به عنوان پیشقراول شرکت ملی نفت در اجرای پروژه های کلان استراتژیک در بزرگترین میدان گازی جهان، متاسفانه در دوران مدیریت مشکین فام حال رو روز خوبی ندارد. در حالی که به گواه همه کارشناسان و حتی پرسنل این شرکت، که معتقدند ایشان، توانایی لازم مدیریت برای هدایت این مجموعه را ندارد چگونه می تواند به عنوان نامزد اصلی سکانداری شرکت ملی نفت ایران جانشین کاردر شود.

در همین ابتدای امر لازم است به صورت مبسوط به برخی سوء مدیریت های ایشان که خسارت قابل توجهی به بیت المال زده اشاره شود.

در سال 1383، قراردادی امضا شد که شرکت اورینتال اویل کیش ضمانت نامه 30 میلیون دلاری بابت آن داده بود. در سال 93 دادگاه حکم داد که فورا ضمانتنامه این قرارداد ضبط و دیون دولتی ضمانتنامه وصول شود اما با روی کار آمدن مشکین فام هیچ گونه اقدامی در این زمینه صورت نگرفت و مسکوت ماند.

در اقدامی خسارت بار دیگر، برای لوله های فازهای 15 و 16 که فازهای استراتژیک است تاکنون بیش از دو سه بار به صورت نامشخص هزینه شده اما هنوز به دلیل نصب لوله های بی کیفیت با تمام ظرفیت وارد مدار تولید نشده است. سوالی که مطرح است چرا باید لوله های این فازها تاکنون چندین بار بترکد.

فراخوانی هم اکنون در سایت شرکت نفت و گاز پارس قرار دارد که برای قرارداد مناقصه 35 میلیون یورویی تعمیر خطوط لوله (بابت جکت های میدانهای پارس جنوبی، پارس شمالی، گلشن و فردوسی) است اما ناگفته پیداست که به غیر از پارس جنوبی در سایر میدانها اصلا سکویی وجود ندارد!

از ویژگیهای مدیریتی مشکین فام می توان به تصمیمات شتابزده و غیر کارشناسی، رفتار تکبرآمیز با مدیران زیر مجموعه خود، سپردن مسوولیتهای متعدد به یک مدیر، و از همه عجیب تر ایجاد مسوولیتهای موازی در پروژه ها که باعث شده تعداد زیادی خود را همه کاره و برخی نیز علیرغم داشتن مسوولیت خود را هیچکاره بدانند.

از این دست موارد بسیار می توان ذکر کرد. با این تفاسیر در ادامه مصادیقی که بیانگر کارنامه ناموفق مشکین فام در مدیریت نفت و گاز پارس را می توان به شرح ذیل بیان کرد.

  1. عدم توجه جدی به اصول HSE، افزایش حوادث شغلی و صنعتی، عدم مستندسازی و پنهانکاری حوادث،
  2. نبود برنامه و استراتژی عملیاتی لازم  برای مقابله با افت شدید فشار مخزن که در برخی فازها آغاز شده است.
  3. فساد و رانت در قراردادهای خرید ابزار دقیق و کالا به گونه ای که برخی قراردادها با ترک تشریفات مناقصه برگزار شده است و صدها هزار یورور برای فرد مسوول سوء استفاد مالی داشته است.
  4. وجود جنگ قدرت و باندبازی در شرکت
  5. عدم پاسخگویی و انعطاف لازم مدیریت تحت امر و روابط عمومی در قبال رسانه ها
  6. عدم اجرای یک برنامه کارآمد برای پیوست محیط زیست و سلامت و مهار فلرهای گازی
  7. طولانی تر شدن فاز 2 نیروگاه پارس جنوبی به دلیل سوء مدیریت
  8. تاخیر در اجرای فازهای باقیمانده پارس جنوبی که منجر به برداشت تجمعی بیشتر طرف قطری شده است
  9. نداشتن گزینه جایگزین برای شرکت توتال در فاز 11 به گونه ای که هیچکدام از شرکتهای CNPC و پتروپارس قادر به توسعه و تکمیل این فاز نخواهد بود.
  10. نبود برنامه راهبردی و عملیاتی شرکت در استفاده فناوریهای نوین برای تبدیل گاز به جی تی ال و فرآورده های با ارزش افزوده بیشتر.

 

با توجه به مطالب فوق، وزیر نفت باید به دنبال گزینه ای کارآمد، متخصص و متعهد برای مدیریت شرکت ملی نفت باشد و به هیچ وجه نباید تسلیم فشار و لابی افراد ضعیف و نالایق قرار گیرد.